وقتی وارد ماجرا شدیم، رقیب هندی با قیمتی نصف بازار همهچیز را بلعیده بود و مشتریها یکییکی پشتشان را به تولیدکنندۀ نوپای داخلی میکردند. هیچ قانونی هم نبود که جلوی این بازی نابرابر را بگیرد.
دامپینگ قیمتی روشی ناجوانمردانه برای حذف رقبای تازهوارد است؛ و اینبار گریبان یک شرکت دانشبنیان تولیدکنندۀ کاتالیست را گرفته بود.
همانجا بود که تیم ما وارد میدان شد. با کمک بازوی رسانهای، قانونی که سالها در بایگانی خاک میخورد دوباره روی میز تصمیمگیران آمد؛ قانونی که حالا مثل سپری محکم از تولید داخل دفاع میکند.
قصه از اینجا عقب میرود…
سال ۹۳ هنوز آنقدر کاتالیست در کشور تولید نمیشد. بیشتر نیاز بازار از هند تأمین میشد و چند شرکت تازهنفس، که بهتازگی دانشبنیان شده بودند، امید داشتند سهمی از این بازار بگیرند.
یکی از آنها محصولی به بازار آورد که از نظر کیفیت چیزی کم از رقیب خارجی نداشت. آزمونها را با موفقیت پشت سر گذاشت و وارد خط تولید پتروشیمیها شد. اما این تازه شروع میدان سخت بود.
شرکت هندی با کاهش ناگهانی قیمت تا ۷۰ درصد، مشتریان را سمت خود کشاند. تولیدکنندۀ ایرانی، که پشتوانۀ مالی بزرگی نداشت، تا مرز شکست و از دست دادن بازار پیش رفت.
اینجا رسانه و افکار عمومی وارد صحنه شدند. قانونی وجود داشت (مصوب سال ۱۳۸۷ هیئت وزیران) که سازمانهای دولتی را موظف میکرد اگر کالایی نمونه داخلی دارد، همان را از داخل کشور تهیه کنند. اما این قانون سالها جدی گرفته نشده بود.
با استراتژی هوشمندانه و فشار رسانهای، توانستیم توجه افکار عمومی را جلب کنیم. همین موج اجتماعی باعث شد قانون تقویت شود، تغییراتی در آن اعمال گردد و در نهایت واردات کاتالیست هندی متوقف شود.
امروز همان شرکت کوچک نهتنها از خطر حذف نجات یافته، بلکه به رقیبی قدرتمند در بازار جهانی تبدیل شده است. صادرات به امارات، عراق و روسیه تنها بخشی از مسیری است که پیش روی او باز شده؛ مسیری که از دل یک نبرد نابرابر آغاز شد.
شما تجربهای دارید که رسانه توانسته باشد سرنوشت یک صنعت یا تصمیم بزرگ را تغییر بدهد؟
